احوالات این روزها با ترنم جوجو
سلامممممممممممممممممممممممممممم من باز هم اومدم . ترنم جونی نمیدونی که چقدر حرف دارم برای گفتن .و چقدر کارهای بامزه داری که دلم می خوات همه شون رو برات بنویسم .اینقدر این روزها بامزه شدی که دلم میخوات از تمام لحظه هاش فیلم داشته باشم .به قدر شیرین حرف می زنی که کلی خوردنی تر شدی . دیگه تمام جملات رو میگی و حتی گاهی چنان حرفهای بزرگونه می زنی که ما همین طوری میمونیم . چند روز ÷یش که اومده بودم دنبال مهد همین که نشستی توی صندلیت یکدفعه عین آدم بزرگها با ژست گفتی مامان چقدر هوا گم اموز من هم که داشتم ضعف می رفتم .بعدش هم که بطری آبت رو از کیفت در آوردی و شروع کردی به خوردن گفتی مامان آب می خوام , گفتم مامان آب که دستته بخور یک د...





